شهید خلف زهیری
نویسنده: مدیر
تاریخ: 3 دی 1392 - 10:13:50

شهید خلف زهیری

دفعات بازدید: 36529
نظرات
محمدرضا مروانی
10 فروردین 1393 02:33:28
سلام خدا همه عزیزان بیامرزد و آن را در جوار شهدا محشور کند. خلف مرد غیوری بود من در قاطع 1 بخش بیمارستان اردوگاه تخت کناری ایشان بودم. بندی را دور مچ خود بسته بود.تعریف می کرد روزی یک عراقی از او سؤال کرد: این بند را برای چه دور دستت بسته ایی؟ گفتم: راز نمی توانم بگویم. نگهبان عراقی اسرار داشت از راز آن بند سر در بیاورد. پس از اسرار او، به او گفتم: در امانم؟ عراقی گفت: در امانی. به او گفتم: خانواده ام در جنگ توسط سربازهای شما کشته شده اند و با خودم عهد بستم تا چند نفر را از شما نکشم آروم نگیرم و این بند برای به خاطر ماندن قولم است. عراقی خودش را عقب کشید و ترس در صورتش ظاهر شد. تا مدتها عراقی ها سرکار بودند. روحش شاد. محمدرضا مروانی/اردوگاه عنبر/آسایشگاه 19/ 09166159505
حسين 5784
8 بهمن 1392 14:56:06
همین الان دیدم عکست را . هرچند اگر زودتر هم می دیدم تو را از قضای الهی مفری نبود . بله نبود چون آن شبی که به زاستی اردیجهنم (17 اردیبهشت 67 ) شبهایم نام گرفت .نیز دستم از یاری تو تهی بود . همان ساعتی که وقتی به جسم نحیف تو نگریستم پنداشتم که آن را تاب تازیانه های سفاکان زندان را ندارد . و تو داشتی آنچه را که من نداشتم و نمی دانستم که تو داری... امروز وقتی تصویر معصومانه تو را بر صفحه امواج دیدم باز دستهایم را بر روی سر گذاشتم و در فراق یاری دیگر غریبانه های های گریستم . أذکرنی عند ربک......و إن کنت ؟
ارسال نظر
نام
پست الکترونیکی
آدرس وب لاگ / وب سایت
نظر