وقتی برنامه کنترل آمار توسط یکی از جاسوسها لو میرود
نویسنده: مدیر
تاریخ: 2 آذر 1391 - 10:05:34

وقتی برنامه کنترل آمار توسط یکی از جاسوسها لو میرود

تقدیم به شهداء آزاده بویژه سید آزادگان شهید سید علی اکبر ابوترابی

شب جمعه  درآسایشگاه 13  اردوگاه عنبر مشغول خواندن دعای کمیل بودیم  تا این جای دعا که ..(دیده بانی اصلی هر دو  قاطع 2و3،باآسایشگاه ما بود .نگهبان همه حواسش به درب اصلی اردوگاه بوده که یکمرتبه نگهبان عراقی {حمزه}ازپله ها بالا میاید وجلوی نگهبان ما ظاهر میشود وبه  اواشاره میکند که هیچ چیز نگووکنار او می ایستد ) میفرماید (والیک یارب نصبت وجهی والیک یارب مددت یدی ) تادستم را بالا گرفتم وسرم رابالا آوردم دیدم حمزه دوتا دستانش را دوطرف صورتش گذاشته ، صورتشو به توری پنجره چسبانده  ودارد مارا نگاه میکند فورا به سجده رفتم ،ارشد آسایشگاه آن موقع آقای اکبرکریمی درکنارمن بود گفتم اکبر،عراقیها " گفت {وجعلنا } بخوان ،گفتم اکبر،وایستاده داره مارا نگاه میکنه بچه ها دیدند دعا قطع شد یکی یکی سرهاشون را اززیرملا فها بیرون میاوردند که آقای محمد لطفی (شهرضا)اسم آقا امام زمان عج را آورد بچه ها از جاشون بلند شدند من واکبراز پشت آنها رفتیم اون آخرآسایشگاه.اکبردرحالی که مثل آدمی که از خواب بیدار شده باشه چشمهاشو می مالید، حمزه را صدا زد ، حمزه امد آن طرف آسایشگاه ،گفت اینها چه کاردارند میکنند گفت دارند دعا میخوانند .حمزه گفت دعا .پس تو چکاره ای .اکبر گفت من یک نفرم اینها شصست نفرند من که نمی تونم جلوی آنها را بگیرم .حمزه درحالی که از خشم داشت سبیلهاش میجوید گفت باچر:فردا، ورفت.( آن  شب چون آسایشگاه ما نتونست دیدبانی را انجام بدهد  وبقیه ی آسایشگاه ها را از وجود عرا قیها که داخل اردوگاه بودند ،مطلع کند،تمام آسایشگاه ها را سر دعا گرفتند ) { اما برنامه دید با نی ازاین قرار بود که هرشبی که  قرار بود برنامه داشته باشیم  از عصر روز قبل دید با نها عراقیها را زیر نظر میگرفتند ودقیقا کنترل میکردند و بعد از آمار،موقع خروج  آمار آنها را چک می کردند. اما آنروز برنامه کنترل آمار، توسط یکی ازجاسوس ها لو رفته بود و دو نفرازعراقیها مخفیانه داخل اردوگاه مانده بودند که توانستند ما را بگیرند.

خاطره از : ابراهیم ایجادی نصرآبادی

دفعات بازدید: 20893
نظرات
اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.
ارسال نظر
نام
پست الکترونیکی
آدرس وب لاگ / وب سایت
نظر