گفتند یک ژنرال زن ایرانی را اسیر کردیم/خاطرات معصومه آباد از زمان اسارت
نویسنده: مدیر
تاریخ: 30 بهمن 1391 - 23:02:55

گفتند یک ژنرال زن ایرانی را اسیر کردیم/خاطرات معصومه آباد از زمان اسارت

یک عضوشورای اسلامی شهر تهران گفت: با مطالعه خاطرات گذشته شهدای زن می‌توان برای کسب موفقیت روزافزون کشور استفاده کرد.

معصومه آباد افزود: اگر ندانیم در گذشته چه مصائبی بر شهدای زن گذشته و آنان با چه سختی و مشقتی انقلاب اسلامی را همیاری کردند و اگر ندانیم در تاریخ کشورمان ایران چه اتفاقی افتاده است امروز درک درستی از مشکلات نخواهیم داشت زیرا شهدا در آن زمان توانسته بودند آگاهانه تصمیم بگیرند و وارد عمل شوند.

وی ادامه داد: آنچه ما را از شهدا جدا کرده و آنان شهید و ما شاهد شدیم، عنصر مهم بصیرت است. من در دروان جنگ همکلاس شهیده مریم فرهانیان بودم. در آن زمان مسئول انجمن اسلامی دبیرستان بودم و مریم کارش جمع کردن نیرو برای خط مقدم جبهه بود. امروز که خود را با آن شخصیت والا مقایسه می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که مریم توانست با بصیرت و دانشی که نسبت به زمان خود داشت، درست تصمیم بگیرد.

آباد اظهار کرد: مسئولیت مریم مبتنی برآگاهی بود. خاطرات زنان شهیده هم باید برای جامعه پزشکی امروز بیان شود.

وی در مورد اسارت خود توسط نیروهای بعث عراق گفت: 18 ساله بودم که نیروهای عراقی من را اسیر کردند. لحظه‌ای که با دشمن روبرو شدم نوع نگاهش را به یک زن مسلمان ایرانی دیدم. وقتی منطقه محاصره شد نیروهای بعثی با لباس سپاهی اما کلاه‌های قرمز به سمت ما آمدند و ما را از ماشین بیرون آوردند و دستور تفتیش بدنی دادند.یک برادر عرب خوزستانی حرف‌های عراقی‌ها را برای ما ترجمه می‌کرد. وقتی نامم را پرسیدند جوابی ندادم. در تفتیش کف دستم را دشمن دی که روی آن نوشته شده بود: خانم آباد وظیفه انتقال بچه‌های پرورشگاه را به منطقه امن برعهده دارد، ناگهان یکی از فرماندهان بعثی به عراق بی‌سیم زد و گفت: ما یک زن ژنرال ایرانی را اسیر کردیم. تفکر دشمن در مورد زنان ایرانی این بود. آنان از زنان ایرانی بیشتراز مردان می‌ترسیدند.

آباد ادامه داد: به من گفتند که اگر مقنعه‌ات را از سرت برنداری به زور برمی‌داریم. گفته شده هر زن ایرانی در زیر مقنعه‌اش یک نارنجک حمل می‌کند. دوباره گفتم من چیزی ندارم و آنان نیز منصرف شدند.

این عضو شورای اسلامی شهر تهران در بخشی دیگر از سخنانش گفت: زنان جامعه پزشکی امروز بدانند که اگر دشمن قول آزادی و عدالت زن را آزاد شدن اسارت تن از حجاب می‌داند، دروغ می‌گوید زیرا می‌داند با برداشتن حجاب، زن خوار و ذلیل شده و ملعبه دست مردان حریص می‌شود و قطعا کسی که چنین باشد نمی‌تواند با عزت نفس مدارج علمی را طی کند. دامن زنان و مادران دوران جنگ انسان‌ساز بود و دشمن خوب می‌دانست که اگر زن و خانواده را دچار فساد کند موفقیت بزرگی را در از بین بردن پیشرفت و ترقی کشور، کسب می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: زن مرکز مهم کانون خانواده و خاطرات شهدای زن یک حقیقت است که باید از آنان درس گرفت؛ به این معنی که نباید شهدا را به خاک سپرد باید آنان را به خاطر سپرد و از گنجینه فکر آنان به عنوان سرمایه‌ای عظیم بهره برد.

منبع : پیام آزادگان

دفعات بازدید: 21944
نظرات
مرتضی تحسینی
20 دی 1392 21:23:18
باسلام به تمامی آزادگان و بخصوص آزادگان عنبر وخصوصا چهار خواهری که در اردو گاه عنبر بودند . وبه خاطر برادران که تاترشان را عراقیها دیده بودند درب آسایشگاه مارا بسته بودند و غذا نمی دادند و خواهران (اعتصاب غذاکردند)اول غذا نگرفتند وبعدا افسران می خواستند غذا نگیرند .در این میان آقای سید حسن میر سیدبا نگهبان عراقی حرف زدند(خود عراقیها مانده بودند)عبدالرحمن نگهبان عراقی سریع درب آسایشگاه ما را باز کرد واعتصاب شکسته شد ..و بودن خواهران در اردوگاه قوت قلبی برای ماها بود .البته درمورد دعاها بعضی از دعاهااز طرف خواهران به ماها میرسید.
محمود اسماعیلی
2 مهر 1392 11:23:10
سلام . یادش بخیر ان شب که دوستان میگویند (حماسه شیر زنان عنبر) عرقیها شروع به بازرسی اسایشگاهها کردند که مبادا دعای جمعی خوانده شود این بازرسی وقتی به اتاق خواهران رسید صدای دعایشان بلندتر شد که یکمرتبه اردوگاه ترکید و همه شروع به دعا خواندن با صدای بلند کردیم و عراقیها از ترس سریع اردوگاه را ترک کردند .سالم و تندرست باشید عنبریها
علی آقایی
16 شهریور 1392 15:59:43
درجواب مدیر محترم سایت که گفته اند در وبلاگ بنده چیزی ندیدند بعرض می رسانم اگردسترسی به وب ما پیدا کردید تحت عنوان زنان اسیرزیریک عکس که ازخودم وآزاده نابینا احمد رفعت مقام می باشد مطالعه فرمایید.
مدیریت
16 شهریور 1392 08:18:08
نقل قول: علی آقایی
واقعا وقتی ما این خواهران رادر اردوگاه عنبرمی دیدیم روحیه می گرفتیم بخصوص شب عاشورای61که خاطره آنرادروبلاگم نوشته ام خالی از لطف نیست یه سری بزنید.
آقای آقایی ما که در وبلاگ شما چیزی ندیدیم
علی آقایی
15 شهریور 1392 21:11:08
واقعا وقتی ما این خواهران رادر اردوگاه عنبرمی دیدیم روحیه می گرفتیم بخصوص شب عاشورای61که خاطره آنرادروبلاگم نوشته ام خالی از لطف نیست یه سری بزنید.
حسین خالقی
5 تیر 1392 10:48:49
سلام یاد ان شب بارانی که محموری ملعون زندان خوهران را تعویض میکرد ومنجر به درگیری شد بخیر
اصغر شکری
24 اسفند 1391 20:31:03
دورد وسلام بر شیر زنان عنبر به یاد فداکاری ان شیر زنان اسارت در چهارم بهمن افتادم بعد از اذیت وازار برادران قاطع دو اولین کسانی بودن که اعتصاب غذاکردن
غلامعباس مهری
22 اسفند 1391 13:57:44
سلام بر تمام شیر زنان ایران زمین بخصوص شیر زنان عنبر مطلب را که دیدم خاطره تبادل دست نوشته ها ودعا ها از طریق حمام پشت اتاق خانمها طلایی شد .خوشا آنوقت واقعا عجب روزهایی بود
صادقیان
17 اسفند 1391 19:58:10
آقای ایجادی سلام خانم آباد در اردوگاه عنبر بودند یکی از آن چهار نفر. انشالله درست گفتم. ضمبا ایشان آبادانی هستند.
ایجادی
3 اسفند 1391 22:22:00
باسلام وعرض دست میرزاد به دوستان ،یاد وخاطره شیر زنان اردوگاه عنبر گرامی باد که ما بادیدن صلابت انها در اسارت ،اسارت خودمان را فراموش میکردیم ،خانم آباد ذکر نکردند که در کدام اردوگاه بودند در صورت امکان با خواهرانی که در عنبر اسیر بودند مصاحبه کنید مع السلامة
ارسال نظر
نام
پست الکترونیکی
آدرس وب لاگ / وب سایت
نظر