حکایت قهوه مبادا
نویسنده: امیر بختیاری
تاریخ: 25 اردیبهشت 1392 - 12:49:24

 

 

با یکی از دوستانم وارد قهوه‌خانه‌‌ای کوچک شدیم و سفارش‌ دادیم...

بسمت میزمان می‌رفتیم که دو نفر دیگر وارد قهوه‌خانه شدند...

و سفارش دادند: پنج‌تا قهوه لطفا... دوتا برای ما و سه تا هم قهوه مبادا...

سفارش‌شان را حساب کردند، و دوتا قهوه‌شان را برداشتند و رفتند...

از دوستم پرسیدم: ماجرای این قهوه‌های مبادا چی بود؟

دوستم گفت: اگه کمی صبر کنی بزودی تا چند لحظه دیگه حقیقت رومی‌فهمی...

آدم‌های دیگری وارد کافه شدند... دو تا دختر آمدند، نفری یک قهوه سفارش

دادند، پرداخت کردند و رفتند...

سفارش بعدی هفت‌تا قهوه بود از طرف سه تا وکیل... سه تا قهوه برای

خودشان و چهارتا قهوه مبادا...

همان‌طور که به ماجرای قهوه‌های مبادا فکر می‌کردم و از هوای آفتابی و

منظره‌ی زیبای میدان روبروی کافه لذت می‌بردم،

مردی با لباس‌های مندرس وارد کافه شد که بیشتر به گداها شباهت داشت...

با مهربانی از قهوه‌چی پرسید: قهوه‌ی مبادا دارید؟

خیلی ساده‌ ست! مردم به جای کسانی که نمی‌توانند پول قهوه و نوشیدنی

گرم بدهند، به حساب خودشان قهوه مبادا می‌خرند...

سنت قهوه‌ی مبادا از شهرناپل ایتالیا شروع شد و کم‌کم به همه‌جای جهان سرایت کرد...

بعضی‌ جاها هست که شما نه تنها می‌توانید نوشیدنی گرم به جای کسی بخرید،

بلکه می‌توانید پرداخت پول یک ساندویچ یا یک وعده غذای کامل را نیز تقبل کنید...

قهوه مبادا برگردانی‌ است از........ suspended coffee

گاهی لازمه که ما هم کمی سخاوت بخرج بدهیم و قهوه مبادا... ساندویچ مبادا... آب میوه مبادا... لبخندمبادا.....و مباداهای دیگر...

که دل خیلی ها از اونا می خواد... و چشم انتظارند... که ما همت نموده و قدمی در سرزمین صورتی محبت و عشق بگذاریم ...

و به موجودات زنده... و بخصوص به انسانهای امیدوار و آرزومند توجهی کنیم...

 

برگرفته از ایمیل دوست و برادر عزیزم ابراهیم فخاری

دفعات بازدید: 21665
نظرات
ابراهیم فخاری
30 خرداد 1392 08:15:27
برادر عزيزم اميرجان با سلام و عرض تشكر بابت رعايت اخلاق امانت داري كه از ويژگي هاي شما دوست عزيز مي باشد. .اميدوارم در همه امور زندگيت موفق و سرفراز باشي.همه بچه هاي با حال عنبر را دوست دارم.
علیرضآنورا
26 خرداد 1392 03:40:10
سلام دوست عزیز آزاده این حکایت منویاد بچه های بی غل وغش خط که پیکرشان معبرعبورازمیدان مین همرزمان شد.که قهوه مبادانمیشناختند!
حسين عنبري
29 اردیبهشت 1392 08:28:35
اميرجان سلام برايت بهترين ها را آرزو مي كنم ودوستت دارم و برا ي همه بچه هاي با حال عنبر قهوه كه چه عرض كنم جان مبادا مي گزارم.
ارسال نظر
نام
پست الکترونیکی
آدرس وب لاگ / وب سایت
نظر