درخواست همکاری
نویسنده: تیم پشتیبانی
تاریخ: 17 دی 1390 - 17:52:08
بسمه تعالی

با سلام خدمت همه برادران آزاده

با توجه به توفیقی که برای اینجانب حاصل شد و کتاب اردوگاه سوم (معرفی اردوگاه عنبر) را نوشتم در ضمن نوشتن سوالاتی پیش می آمد که بناچاربه بعضی از برادران آزاده عنبری مراجعه می نمودم و بعضا یک سوال را از چندین نفر می پرسیدم ولی به دلیل گذشت زمان و فراموشی  جواب کاملی  دریافت نمی کردم

لذا بر آن شدم تا فراموشی ها بیشتر نشده و بطور کلی خاطرات از اذهان دور نشده است کتاب یا کتاب هایی  در خصوص اردوگاه عنبر بنویسم تا انشاء اله در تاریخ ثبت شود و آن همه فداکاری و گذشت و ایثار و برادری و صفاو صمیمیت در اذهان فقط آزادگان دفن نشود البته بیاری خدا و یاری و همکاری شما عزیزان بر این اساس از تمامی آزادگانی که مدتی کوتاه و یا طولانی در اردوگاه عنبر (الانبار – کمپ 8) بوده اند درخواست و دعوت می شود تا در صورت تمایل  خاطره ی خود را به شرح ذیل   در چند صفحه به آدرس الکترونیکی gaala2000@yahoo.com و یا سایت اسارتگاه عنبر ارسال نمایند .

1-   مقدمه ای مختصر در مورد رفتن به جبهه

2-   شب عملیات

3-   نحوه اسارت و انتقال به پشت  خط

4-   بازجویی ها در صورت بازجویی شدن

5-   چگونگی رفتن به محوطه اردوگاه ( اگر از پشت جبهه تا اردگاه چند روزه نیست و مدتش طولانی است مانند رفتن به سلول و ابوغریب  بمدت چندین ماه کمی مختصر تر نوشته شود)

نکته : در صورتی که اول به اردوگاه دیگری منتقل شده اید و بعد به اردوگاه عنبر آمد ه اید بعد از نوشتن رسیدن به اولین اردوگاه نحوه انتقال به اردوگاه عنبر را بنویسید

6-   اولین روز ورود به اردوگاه و حداکثر دو سه روز اول  اقامت اردوگاه

حسین کرمی

دفعات بازدید: 4832
نظرات
حسین کرمی
10 مرداد 1391 09:22:30
با سلام حدود یکسال است این درخواست در سایت منتشر شده اما دریغ از یک نفر که تا بحال چیزی و لو اندک نوشته باشد و ایمیل کرده باشد یا پست یا دستی تحویل بدهد و یا هر راه و روش دیگری و این عدم همکاری علامت خوبی نیست از عنبری ها برای همین است که همه ی اردوگاه ها از دوساله ها گرفته تا 10 ساله ها تا بحال چند همایش گذاشته اند اما از همایش عنبری ها خبری نیست تازه الان هم که قراره بزارن عده ی معدودی همکاری در امور اجرایی دارند در حالی که اردوگاه عنبر از جهت تشکیلات سرآمد بود والسلام
محمدحسن عبدالحمیدی
1 مرداد 1391 17:54:06
سلام کاش همه عنبریا مثل تو بودند
عباد
2 تیر 1391 22:00:44
حسین آقا سلام ... خسته نباشی ... حسین جان در خصوص اسارت و ماجرای این سالهای افتخار آمیز سخن زیاد گفته و رفته است ... در خصوص شما و نیت پاک تو نیز هیچ شکی برای کسانی که تو رو میشناسن نیست ... فقط می خواستم بگم اگه ممکن باشه و صلاح میدونی کمی هم در خصوص حقوق از دست رفته دهها هزار آزاده که بعد از 22 سال از آزادی از زندان صحبت کنید تا این بازماندگان به جا مانده از دوزان جنگ و مبارزه کمی در برابر خانواده هایشان سرشان را بلند کنند ... حسین جان خودت خوب می دانی من چه می گویم ... دیگر قلم زدن کافیست ...قدم زدن (گام برداشتن) لازم است . کتابت را دیدم دستت درد نکنه ولی توقع داشتم در خصوص اون بخشهای آسمان دلگیر زندگی قشر فابل توجهی از آزادگان هم صحبت کنی ... حتم دارم خبر داری خیلی از بچه ها با مشکلات واقعا خطرناکی مواجهند... دوست ندارم سیاه نمائی کرده باشم ...تو این دولت کریمه حرف نزنی کجا میخوای حرف بزنی؟ منتظریم شما برادر عزیز که حالا دست به قلم شدی از دردهای واقعی بچه ها بنویسی البته راحته که بگی : ای بابا کارمن این نیست ...و ....و ... آه راست میگی این جوری هم میشه طی کرد... دوستت دارم حسین آقای مخلص... تداوم سایسار پر رحمت آقا،رهبر معظم انقلاب ، بر سر همهگان ... دعای هر صبح و شام ما ... الی اللقاء
بنیاد
2 تیر 1391 21:02:32
سلام : برنامه tv شما جالب بود و نو . ولی خوندن شعرتون رو نه . حسین آقا موفق باشی.
یا اباالفضل
12 خرداد 1391 01:34:50
با سلام و با عرض ادب و ارادت خدمت تمامی آزادگان عزیز , عاقبت خیر برای همه شمابزرگواران را آرزومندم , رحمت واسعه ی خدای کریم رابرای آزادگان شهید و مرحوم خواستارم . خاطره هم خواهیم نوشت انشاءالله
محمد
19 فروردین 1391 05:49:23
درشب عملیاتی که ما شرکت داشتیم فرمانده ما زخمی شد که بلافاصله شرع به دادو بیداد کردن کرد که آقا زخمی شده وباید فورا به عقب برده شود!!! آه آه آهی من زخمی شدم منو ببرید عقب..... ما به عملیات خود ادامه دادیم واهداف مورد نظر گرفته شد. اماصبح بجای رسیدن نیروی کمکی دستور عقب نشین داده شد . ودر این فاصله ماوتعدادزیادی از همزمان خود باجسمهای پار :sad: ه پاره به اسارت دشمن درآمدیم وپس از 90 ماه اسارت با دعای مردم وخانواده به آغوش میهن برگشتیم واسم یک دختر را رویمان گذاشتن !!!! امافرمانده زخمی ما الان شده سردارسرلشکر پاسدار....وما هنوز دنبال التیام زخمهای اسارت وتیروترکشهای خود واجرای ماده 13 وماده 91 هستیم !!! اما نمیدانم با این ممه درد اجل اجازه دیدن اجرای این قوانین را به ما خواهد داد یانه آخه اجرای قوانین درخصوص آزادگان بسیجی عمر نوح میخواهد
ابوالحسن حبیبی دیوشل
24 اسفند 1390 18:11:58
بسمه تعالی : سلام به همه آزادگان اردوگاه 11 تکریت ، امید وارم آزادگان عنبر در نوشتن خاطرات اردوگاه یشان موفق باشند
علی منصوری
24 اسفند 1390 06:47:15
سلامبر تمام ازادگان عزیز !امیدوارم موفق ومویدباشید
حسین کرمی
21 بهمن 1390 10:23:21
با تشکر از آقای فخاری مجدادا درخواست می نمایم عزیزان فقط خاطرات شب عملیات تا رسیدن به اردوگاه را بنویسند و به ایمیل مذکور ارسال نمایند ضمنا بنام افراد ثبت خواهد شد
ابراهیم فخاری
17 بهمن 1390 04:21:18
با سلام و تشکر
انشاءالله خاطرات خود را برای شما ارسال خواهم کرد.در ضمن شما می توانید کتاب بالهای سوخته که توسط جمعی از آزادگان نوشته شده را تهیه و خاطرات من را نیز از آن برداشت نمایید.
با تشکر مجدد.
محسن زارع زاده مهریز
27 دی 1390 06:34:26
سلام حاضرم کمکتان کنم
h
23 دی 1390 15:28:15
سلام چشم بزودی
ارسال نظر
نام
پست الکترونیکی
آدرس وب لاگ / وب سایت
نظر