بازخوانش وضعیت آزادگان در بعد از آزادی
نویسنده: مدیر
تاریخ: 29 خرداد 1394 - 03:24:17
بازخوانش وضعیت آزادگان در بعد از آزادی روزی که آغوش گرم ملت پذیرای تن‌های رنجور فرزندان سرافراز خود شد. روزی که وعده خداوند محقق شد و مؤمنان و صابران به نصرت خداوند شادمان گردیدند. آزادگان که سابقه از 2 تا 10 سال مقاومت در زندان‌های صدام را در پرونده خود داشتند و شرایط بسیار سختی را پشت سر گذاشته بودند با دردهای طاقت‌فرسای جسمی و روحی زندگی تازه‌ای را آغاز کردند و انتظار این بود که مسئولان و متولیان امور ایثارگران موضوع سلامت و بهداشت آنان را جدی بگیرند و به آن رسیدگی کنند، انتظاری که برآورده نشد و حکایت همچنان باقی است. در بحث بهداشت و درمان، آزادگان به سه گروه تقسیم می‌شوند. 1. گروهی که در صحنه جنگ مجروح و توسط دشمن دستگیر و به اسارت برده شدند. 2. گروهی که در دوران مقاومت مستقیماً شکنجه شدند. 3. گروهی که در دوران مقاومت به شکل غیرمستقیم تحت شکنجه مستمر قرار گرفتند. گروه‌های اول و دوم علاوه بر مجروحیت جنگی و شکنجه مستقیم در مصائب گروه سوم نیز شریک بودند و این امر شرایط آنان را دشوارتر کرده بود. برخی از مصادیق شکنجه‌های مستقیم عبارتند از: 1. ضرب و شتم شدید با کابل‌های برق به گونه‌ای که آثار آن تا مدت‌ها بر سطح بدن افراد باقی می‌ماند. 2. آویزان کردن در جهت عکس بدن از سقف و نگه داشتن فرد در این وضعیت به مدت طولانی 3. وارد کردن شوک الکتریکی 4. سوزاندن کف پا و دیگر اندام فرد با اتوی برقی 5. قطع اعضای بدن برخی افراد به بهانه عمل جراحی 6. چال کردن انفرادی و گروهی افراد تا گردن در هوای گرم و در معرض تابش شدید نور خورشید 7. نشاندن افراد در زیر نور شدید خورشید به مدت طولانی 8. غلتاندن در باتلاق در هوای بسیار سرد و ضرب و شتم با کابل و باتوم پس از خارج کردن افراد از باتلاق 9. عبور دادن افراد با پای برهنه از سطح زمین پر از شیشه شکسته 10. تراشیدن ریش افراد با تیغ کند بدون مرطوب کردن صورت آنان که در نتیجه آن جراحات شدیدی ایجاد می‌شد. کسانی که یک یا چند نوع شکنجه‌های فوق را تجربه کردند در شرایط شکنجه‌های غیرمستقیم نیز قرار گرفتند. شکنجه‌های غیرمستقیم بعثی‌ها عبارت بودند از: 1. تغذیه ناسالم و ناکافی که به تدریج سیستم گوارش آزادگان را مختل کرد. 2. آب ناسالم و ناکافی و غیربهداشتی که به تدریج کلیه‌ها و مثانه‌ها را دچار اختلال کرد. 3. فضای اندک اتاق‌ها تناسبی با جمعیت ساکن در آن‌ها نداشت. در هر اتاقی از اردوگاه‌های موصل 150 تا 170 و گاهی 250 نفر را زندانی می‌کردند در حالی که اتاق‌های مذکور در شرایط عادی ظرفیت 100 نفر را داشتند. تراکم جمعیت، تهویه نامناسب، عدم دسترسی به سرویس بهداشتی از عصر تا صبح روز بعد و ضرورت قضای حاجت در همان اتاق‌های بدون تهویه، صدمات جدی بر سیستم تنفس و ریه‌های آزادگان وارد کرد. 4. نصب بلندگو در هر اتاق و پخش موسیقی و برنامه‌های رادیویی با صدای بلند به اضافه سر و صدای ناشی از گفت‌وگوی عادی افراد آلودگی صوتی شدیدی را ایجاد می‌کرد و سیستم عصبی آنان را با بمباران مستمر صوتی دچار اختلال جدی کرد. 5. دستکاری در نامه‌های آزادگان و درج اخبار دروغ از خانواده و یا طراح ادعایی جعلی از سوی آزاده در قبال خانواده‌اش، مشکلات حادی را برای برخی ایجاد کرد. خبر دروغ آزاده از مصادیق اقدامات شکنجه‌آمیز بعثی‌ها علیه آزادگان بود که توسط منافقین وطن‌فروش صورت می‌گرفت. 6. ضبط نامه‌های برخی آزادگان و قرار دادن آنان در وضعیت بی‌خبری کامل از خانواده 7. گرفتن آمار در سه نوبت در طول هشت ساعت و یا کمتر از آن در وقت آزادباش. هر نوبت آمار به طور متوسط نیم‌ ساعت به طول می‌انجامید و افراد ناچار بودند در هوای گرم بر سیمان داغ و در هوای سرد بر سیمان بسیار سرد بنشینند. اگر بخواهیم تعداد کل این آمارها را به دست آوریم تا معلوم شود آزاده‌ای که 10 سال سابقه آزادگی دارد چه مدت فقط مجبور به نشستن و تحمل فشار بر مفاصل پاها، کمر و گردن بود این اعداد به دست می‌آید. 5/7 ماه ـ 225 روز ـ 5400 ساعت ـ 324000 دقیقه یعنی چنین فردی به مدت 324000 دقیقه، 5400 ساعت، 225 روز و در مجموع 5/7 ماه از عمر خود را فقط به صورت نشسته سپری کرده است. این وضعیت از نظر پزشکی چه آثاری را بر ستون فقرات، مهره‌های گردن و مفاصل پا و لگن بر جای می‌گذارد؟ به عبارتی اگر در تمام دوران اسارت هیچ شکنجه دیگری اعمال نمی‌شد، همین مورد به تنهایی کفایت می‌کرد تا همه آزادگان را به لحاظ جسمی و حتی روحی دچار مشکل جدی کند. 8. در طول دوران مقاومت، بعثی‌ها هفته‌ای یک بار و گاهی دو بار اتاق‌ها را تفتیش می‌کردند. آزادگان مجبور بودند مدت دو ساعت را نشسته سپری کنند تا تفتیش اتاق به اتمام برسد و نوبت به تفتیش فردی برسد. در تفتیش اتاق‌ها همه چیز را به هم می‌ریختند به گونه‌ای که یک ساعت طول می‌کشید تا هر کسی بتواند وسایل خود را پیدا کند. بدتر از این فکر آزار دهنده تفتیش بود که آزادگان را کلافه می‌کرد؛ زیرا روز مشخصی نداشت و هر روز و هر ساعت باید انتظار سوت مخصوص تفتیش را می‌کشیدند. 9. توهین به مقدسات و تحقیر افراد در انظار دیگران امری بود که پیوسته بعثی‌ها به آن مبادرت می‌ورزیدند و تا پایان دوران مقاومت ادامه داشت. 10. بعثی‌ها ساعت 8 صبح در اتاق‌ها را باز می‌کردند و ساعت 4 بعد از ظهر مجدداً افراد را در اتاق‌ها حبس می‌کردند؛ یعنی تا ساعت 8 صبح روز بعد، 16 ساعت حبس زندانیان طول می‌کشید. در طول این 16 ساعت اگر کسی نیاز به دفع مدفوع پیدا می‌کرد ناچار بود خود را کنترل کند تا وقت آزادباش فرا برسد. این وضعیت شاید برای یک یا دو بار آسیبی در پی نداشته باشد ولی وقتی استمرار پیدا کند حتماً به روده‌ها و سیستم داخلی افراد آسیب جدی وارد می‌کند. این مشکل تا پایان دوره مقاومت برای آزادگان باقی ماند و همین موضوع صدمات سختی را بر آنان وارد کرده است. علاوه بر این به دلیل جمعیت زیاد هر اتاق دفع ادرار نیز با تأخیر انجام می‌شد که استمرار این وضع، دستگاه مثانه و حتی پروستات زندانی‌ها را دچار التهاب و مشکلات دیگری کرده است. به غیر از این‌ها، موارد دیگری نیز هست که پرداختن به آنها از حوصله این یادداشت خارج است. به طور کلی انواع بیماری‌هایی که ناشی از شرایط زندان‌های رژیم بعث بودند و امروز آزادگان با آنها دست و پنجه نرم می‌کنند فهرست‌وار عبارتند از: 1. آرتروز و دیسک کمر و گردن 2. سائیدگی شدید مفاصل پا 3. ورم و زخم معده 4. التهابات دستگاه مثانه و پروستات 5. ناراحتی‌های شدید روده 6. ناراحتی‌های شدید در ناحیه کلیه‌ها 7. بیماری‌های تنفسی 8. بیماری‌های قلبی ـ عروقی 9. پوسیدگی دندان‌ها 10. بیماری‌های لثه و دهان 11. ضعف بینایی (پیرچشمی زودرس) 12. ضعیف شدن حافظه و عارض شدن فراموشی 13. بیماری ptst از درجه متوسط تا بالا در میان طیف قابل توجهی از آزادگان شکنجه‌های مستقیم و غیرمستقیمی که عنوان شد بیانگر این حقیقت تلخ است که آزادگان عمدتاً حامل دردها و بیماری‌های ناشی از شرایط دوران مقاومت در زندان‌های صدام هستند و این بیماری‌ها بر جسم و روح آنان چنگ می‌زند و آزارشان می‌دهد. پس از آزادی انتظار می‌رفت طرح پایش سلامت آزادگان به اجرا درآید و به وضع آنان رسیدگی شود و در کمیسیون‌های تعیین درصد بنیاد، وضعیت خاص این قشر زجر دیده و صبور مورد توجه قرار گیرد. ولی نه طرح پایش سلامت به اجرا درآمد و نه در کمیسیون‌ها آن طور که می‌بایست، به وضعیت خاص آزادگان توجه شده است. در کمیسیون باید آثار تیر و ترکش و مجروحیت قابل رؤیت باشد تا درصد جانبازی تعیین گردد ولی آزاده‌ای که به طور مثال 324000 دقیقه در صف آمار نشسته و کمر و گردن و مفاصلش آسیب دیده یا ریه‌اش به دلیل تهویه نامطبوع اتاق مختل شده و یا به دلیل آلودگی شدید صوتی سلسله اعصابش آسیب دیده، دندان‌هایش دچار پوسیدگی و خرابی کامل شده، معده و روده‌اش دچار اختلال گردیده و قلبش در معرض انواع استرس‌ دچار نارسایی شده قادر نیست در کمیسیون‌های تعیین درصد جانبازی این‌ها را به تیم پزشکی اثبات کند و اساساً راجع به وضعیت آزادگان و آسیب‌های جسمی و روحی آنان که صددرصد ناشی از شرایط جنگ و زندان است. تعریف روشنی از سوی بنیاد ارائه نشده بنابراین درصدهایی که به آزادگان تعلق گرفته تناسبی با واقعیت‌های جسمی و روحی آنان ندارد و همچنان ناچارند با زخم‌های پنهان خود بسازند. امیدوارم متولیان محترم سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران که در نیت و انگیزه خدمت‌رسانی آنان به اقشار ایثارگر تردیدی وجود ندارد، در بیست‌ودومین سالگرد بازگشت آزادگان، پرونده بهداشت و درمان آنان را باز کنند و تا دیر نشده به موضوع سلامت و بهداشت این عزیزان رسیدگی کنند و زخم‌های پنهان جسمی و روحی آنان را در شمار مجروحیت‌های جبهه به حساب آورده و در نحوه تعیین درصد جانبازی آن‌ها تجدید نظر اساسی کنند.
دفعات بازدید: 24344
نظرات
خدادادی
4 شهریور 1394 15:50:13
سلام اون فرم ها برای این بود که ما رو به جون هم بیاندازند وگر نه ... چی بگم مگه فرقی هم میکنه
فاطمه کریمی
21 مرداد 1394 21:58:33
مطالب ارزنده ای نوشته شده است.
یک عنبری
22 تیر 1394 19:13:54
سلام سال 69 اول شهریور که از اردوگاه بسوی آزادی جسم حرکت کردیم ،بعد از تشریفات صلیب ومرز وپذیرایی برادران عراقی واستقبال هموطنان عزیز در مسیر ،مایک شب در پادگان الله اکبر بیتوته کردیم ،فرداش ماروبردن کرمانشاه وبا هوایپمای سی یکصدوسی ارتش مارو بردن به اصفهان پادگان الغدیر بازم یک شب مهمان پادگان بودیم فرداش همه مارو جمع کردن یک فرم دادن،وگفتند پرش کنید ماهم هرچه صادقانه مشکلات وگرفتاری جسمی داشتیم نوشتیم وتحویل دادیم،گفتم حالااین فرم چی هست مسول جمع آوری گفت این فرم قرنتینه است . بعدیکی یک دست لباس شخصی به ما دادن ومارو بردن فرودگاه سوار هواپیماشدیم ،رسیدیم ..... بعد دوساعت تحویل خانواده دادند از آن تاریخ 69/6/1تاالان 94 کسی سراغمان را نگرفت که نگرفت ببینند مشکل جسمی گوارشی پوستی اعصاب روح روان تیری ترکشی گاز شیمایی مشکلات اسارت و...... داریم نداریم ..... باهزینه خانواده رفتیم پی درمان ودکتر و...... راستی سالگرد آزادی نزدیکه ..... یادی کنیم از همه خوبان بیمارستان عنبردکتر مجید ،بختیاری، عظیمی ،بیگدلی ، پاکنژاد، ودیگرعزیزان وپرستاران وفرشته های نجات رحیمی افراسیابی قماشی و.... راستی دکترجنان عراقی وان دکتر دندانپزشک که قدش خیلی کوتاه بود وفقط یک کلمه فارسی بلد بود باس کن باس ما که میرفتیم دندانپزشک نمدانستیم بخندیم یا دهان باز کنیم ...... حالا دلم بحال خودمان میسوزد که دروطن خود غریب واسیریم البته اسیر........ اسارت درعراق رویایی بود وبگذشت .....
ارسال نظر
نام
پست الکترونیکی
آدرس وب لاگ / وب سایت
نظر